روزهای بی خاطره
گل محبوبه ي شب بيدار نشسته
دل به تاريكي و ظلم شب نميده
اونكه كه عطرش تا ته باغا رسيده
باغ پاییزی من
گل محبوبه ي شب بيدار نشسته
دل به تاريكي و ظلم شب نميده
اونكه كه عطرش تا ته باغا رسيده
باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه می گفتند باور داشتم
دیوها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره
با خودم گفتم تو عاشق نیستی
آگه از سر شقایق نیستی
غرق در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
دست ها را باز در شبهای سرد
ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خوابها
می رسد ته مانده بشقابها
در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز
سر به لاک خویش بردید ای دریغ
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها
من به در گفتم و لیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیواره
تن تو نازک و نرمه، مثه برگ
تن من جون میده پرپربزنه زیر تگرگ
دست باد پر میده برگو تو هوا
اما من موندنیم تا برسه دستای مرگ
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
من از تبار پاک آریایی
قشنگ ترین قصیده رهایی
هوای عشق تازه نیست تو رگهام
تن نمیدم به رنگ کهربایی
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
واسه رفتن دیگه دیره
تن من اینجا اسیره
خاک اینجا چه عزیزه
عاشق قدیمی پیره
نفسم این خاکه
خون گرمم پاکه
takhteye zeshte kelaso nemikham>>>ostadaye aso paso nemikham>>>2khtare toope kelase mokhtalet,oon ke kheili nagholaso nemikham>>>khattihaye poshte meidoon,nemikham>>>pizza ba salado zeitoon,nemikham>>>noone ghandi,noone taftoon,nemikham>>>are khastam vali ghelyoon,nemikham>>>man toro mikham,toro mikham,oonaro nemikham>>>servisam toyi, to midooni be donbalet miam>>>doctori be shekle banna nemikham>>>filme conserte SHAKIRA nemikham>>>doost daram motor savariro vali>>>>joz to man hichi az alam nemikham
تخته زشته كلاسو نميخوام
استاداي آسوپاسو نميخوام
دختره توپه كلاسه مختلت اون كه خيلي ناقلاستو نميخوام
قاتي هاي پشته ميدون نميخوام
پيتزا با سالادو زيتون نميخوام
نونه قندي نونه تافتون نميخوام
آره خواستم ولي قيتون نميخوام
من توروميخوام توروميخوام اونا رو نمي خوام
سرويسم تويي تو ميدوني به دنبالت ميام
دكتري به شكله بنا نميخوام
فيلمه كنسرته شكيرا نميخوام
دوست دارم موتور سواري رو ولي
جز تومن هيچي از عالم نميخوام
ترنم وحشت
غافل از عبور ثانیه ها
مانده در امتداد یک جاده
خسته از این ترنم وحشت
آرزوها به باد او داده
لحظه ها سرد و تاریکی
آسمانی همیشه بارانی
انتهای ظلمت این راه
قصری ازجنس ویرانی
یک دریچه حتی نیست
رو به سوی یک مهتاب
این منم همیشه ای تنها
مثل نیلوفر مرداب
پاکت بی تمبرو تاريخ نامه بی اسم و امضا
کوچه دلواپسی ها برسه به دسته بابا
با سلام خدمت بابا عرض کنم که غربت ما
انقدام بد نيست که ميگن راضيم الحمدا...
يادمون دادن که اينجازندگی روسخت نگيريم
از غم ويرونی تو روزی صد دفه نميريم
يادمون دادن که ياده سوختنه خونه نيوفتيم
خواب بود هر چی که ديديم باد بود هر چی شنيديم
راستی چند وقته که رفتم بی غم و غزل سره کار
روزگارم ای بدک نيست شکر غربت گرم بازار
قلم ودفتره شعرم توی گنجه کنج ديوار
عکس سهراب رويه طاغچه غزلش گوشه انبار
تويه نامه گفته بودی بی چراغ دل مادر
براتون نور می فرستم جنس اعلا طرح اخر
من ستاره بردم اينجا با بيليطای برنده
راستی اونجا نوره فانوس يه شبش کرايه چنده.....
یاد من باش
رفتيُ خاطره های تو نشسته تو خيالم
بی تو من اسير دست آرزوهای محالم
ياد من نبودی اما، من به ياد تو شکستم
غير تو که دوری از من ، دل به هيچ کسی نبستم
ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم
بی تو وُ عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم
همترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش
اگه باشی با نگاهت، ميشه از حادثه رد شد
ميشه تو آتيش عشقت، گُر گرفتنُ بلد شد
ميشه از چشم تو پرسيد، راه کهکشون ِ نورُ
ميشه با دست تو فهميد، معنی پل عبورُ
اگه دوری، اگه نيستی، نفس فرياد من باش
تا ابد، تا تهِ دنيا، تا هميشه ياد من باش
همترانه! ياد من باش
بی بهانه ياد من باش
وقت بيداريِ مهتاب،
عاشقانه ياد من باش
امید دیدار
شب های بی تو بودن شبهای بس دراز است
دوری و فرقت از تودردی پرازنیاز است
ای کاش تو بیایی از شهر قاصدک ها
تنها امید دیدار بر درد چاره ساز است
بانظراتون شبهای دراز رو کوتاه کنید![]()
همسفر شب
چادر سیاه شب وقتی
به تن آسمان کشیده می شد
وقتی سکوت خلوت شبانه دوباره
با پنجه های مرگ از راه می رسید
من یاد آخرین عبور تو افتادم
وقتی که تو با شب سیاه
همسفر رفتی
با نظراتون همسفرو شاد کنید![]()